کلام آخر ...
مثل ستاره در سایه سار صبح
پا به پای رفتن و نرفتن
مثل ابر که میل بارش دارد
مثل گل که تشنه عطر افشانیست
ما هم رها شدیم
که این خود اتفاق است
آن لحظه سر زدن از خویش
و گاه رفتن بی صبرانه فرا رسید
مجالی برای طلوع دوباره نیست
کلام آخر ، دل دل می کند
لحظه کوچ نا گزیر است بگذار بگویم ...
خدا نگهدار
کجا رفتی ؟!!!
کجا رفتی که گر، گرد ملالی بر رخم دیدی
ز خود بیگانه می گشتی ، که محزونم،که دلگیرم
دگر بیچاره گشتم من ، کجا روی آورم امشب
دگر دیوانه گردیدم ، که می بندد به زنجیرم؟
بخت خفته ...
برای کسی که برايم نمی نوشت...
نمي آيي چرا ميخانه با من ؟
بنوشي تا مئي جانانه با من ؟
مترس از چشم رندان هوس باز
سكوت جملگي، رندانه با من
يكي زآنان اگر گيسويت آشفت
چو من هشيار گشتم ،شانه با من
وگر مستانه آن يك بر تو پيچيد
به كنجي بردنش، مستانه با من
جواني گر فراوان خيرگي كرد
به مي خفتاندنش پيرانه با من
وگر شمعي ز شوقت سر كشي كرد
نظر پوشاندن پروانه با من
وگر گفتند با ما قصه اي گو
تو لب مگشاي، اين قصه با من
وگر گفتند شو ساقي ، تو بنشين
برقص آوردن پيمانه با من
ترا خواهم كه در مستي ببينند
سبو بشكستگان ،دزدانه با من
ببينند اين سيه مستان كه چشمت
چها كرده است ،بيرحمانه با من
تو تنها باده نوشي كن ،دگر هيچ
جواب مردم ديوانه با من
دمادم با من از آن پس تو گويي
نمي آئي چرا ميخانه با من ؟
همسفر تنها نرو ...
همسفر تنها نرو بزار تا با هم بريم
سرنوشتمون يكي هر دومون مسافريم
تازه از راه رسيدم هنوزم خسته راه
همسفر تنها نرو بزار تا منم بيام
وقت دل كندن از اين شهر و دلبستگي ها
موندن از خونه جدا با همه خستگي ها
جون به لبهام رسيده تا به كي در به دري
درد غربت رو تنم كه بازم بايد بري
بزار تا خستگي از اين تنه خسته بره
زخم دلبستگي از شهر دلبسته بره
اگه دلداري بياد من مي شوم سنگ صبور
گوش به قصه هات مي دم شهر غربت راه دور
همسفر تنها نرو بزار تا با هم بريم
سرنوشتمون يكي هر دومون مسافريم
تازه از راه رسيدم هنوزم خسته راه
همسفر تنها نرو بزار تا منم بيام
وقت دل كندن از اين شهر و دلبستگي ها
موندن از خونه جدا با همه خستگي ها
جون به لبهام رسيده تا به كي در به دري
درد غربت رو تنم كه بازم بايد بري
بزار تا خستگي از اين تنه خسته بره
زخم دلبستگي از شهر دلبسته بره
بوی موهات زير بارون ...
بوي موهات زير بارون
بوي گندم زار نمناك
بوي سبزه زار خيس
بوي خيس تنه خاك
جاده هاي محربوني
رگاي آبي دستات
غم بارون غروب
ته چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل ياس
دست تو بازار خوبي
اشك تو باران روي
مرمر ديوار خوبي
اي گل آلوده گل من
اي تن آلوده دل پاك
دل تو قبله اين دل
تن تو ارزوني خاك
بوي موهات زير بارون
بوي گندم زار نمناك
بوي شوره زار خيس
بوي خيس تنه خاك
ياد بارون و تن تو
ياد بارون و تن خاك
بوي گل تو شوره زار
بوي خيس تنه خاك
هميشه صداي بارون
صداي پاي تو بوده
همدمه تنهاييام
قصه هاي تو بوده
وقتي كه بارون مي باره
تو رو ياد من مي ياره
ياد گلبرگهاي خيس روي خاك شوره زاره

معرفی کابینه جنگ
در پی دستور فرماندهی کل قوا مبنی بر تشکیل کابینه و بررسی راهکارها و نقشه های جنگی برای مقابله با عناصر مفسد و خائن یعنی ارتش متفقین از اين تاريت تا سه روز آينده كابينه جنگ معرفي خواهد شد تمام سران ارتش موظف هستند از ستورات كابينه حمايت كنند و اطلاعيه ها و تصاوير مشترك را در بلاگ هاي خود قرار داده و با تمام خائنين و گروهك هاي وابسته به آنها قطع ارتباط نمايند به زودي تصوير سران ارتش متحدين يا همان كابينه جنگ در تمام بلاگ هاي هم پيمان ارتش متحدين درج خواهد شد .
كميسيون هماهنگي ارتش متحدين
به تاريخ 4/9/1386
آغاز جنگ بلاگی دوم
حسب امر فرمانده کل قوا از این تاریخ تمام توفق نامه ها فی ما بین کشورهای چغلستان و دلمه آباد و تمام کشورهای مستعمره آنها و همچنین کشور های متحد با این سرزمین ها کان لم یکن تلقی شده و جنگ بلاگی پایبد هیچکدام از توافق نامه ها ی بین المللی حتی معاهده ژنو نیز نمی باشد ...
پیرو این دستورات از تمامی کشور های هم پیمان و اعضای ارتش متحدین در خواست می شود در اسرع وقت با ستاد مشترک ارتش تماس حاصل نمایند
دستورات بعدی ار اسرع وقت به اطلاع عموم خواهد رسید ...
و من الله توفیق
سردار سر لشکر ژوکر من
برای اطلاع عموم از این تاریخ در هر روز تصویر تنی چند از سران ارتش متفقین و خائنین به دولت و ملت در این مکان درج می شود ... از تمام هم پیمانان تقاضا می شود در صورت رویت افراد ذیل در اسرع وقت سران ارتش یا اعضا ستاد مشترک ارتش را مطلع نمایند . با تشکر


خدایی این عکس شما رو یاده کی میندازه ؟ منو یاد چغل میندازه زمانی که رفته بودم اصفهان دیدمش که زبونش که نه دستش تا ارنج تو دماغش غلاف شده بود 

بازگشت همه به سوی ....
سلام دوستان
...
من دوباری می خوام وبلاگنویسی رو از سر بگیرم
دوباره می خوام لکه ننگی باشم بر دامن وبلاگ نویسان ایرانی 
یه مدتی نبودم البته الان هم قول نمی دم که کاملا برگردم 
می خوام تفننی یا به قول دوستان Fancy یه چیزایی بنویسم 
البته مثله همیشه بابت نوشته هام هیچ تعهدی ندارم
خلاصه بهتره کسی کارهای منو جدی نگیره و ناراحت نشه .. البته اگه هم ناراحت شد می تونه سرشو بزنه به دیوار ...
به رسم دیرین و بر اساس آداب قبیله ای دوباره می خوام تعداد زیادی کش شلوار جمع کنم
ولی بد جوری دلم هوای یه سری از کش های قدیمی رو کرده
خدایی کشهای مرغوبی بودن ... هرچی می کشیدی نه در می رفت و نه پاره می شد
خلاصه از بین ۴۰ یا ۵۰ تا کش قدیمی ۴ یا ۵ تاش رو دوباره به آینه بغل بلاگم گره می زنم
کش شلواره دوستانی مثله :
۱- آرمینا معروف به شارلاتان .... مشخصه ظاهری (دماغ دراز)
۲- چغل معروف به چغل چلمبه ... مشخصه ظاهری (دستی که همیشه تا آرنج درون دماغ فرو رفته)
۳ -ساینا معرف به خواهر کوچیکه .. مشخصه ظاهری ( هر جور حساب کنی ۵ سال کوچیکتر از منه)
از گفتن اسم بقیه هم به خاطر رعایت شئونات اسلامی معذوریم... (بندگان خدا القابشون صحنه داره )...
راستی در اولین حرکت می خوام عکس دوستان رو به صورت آلبوم خانوادگی براتون تو بلاگ بزارم ... و شما رو به مقابله با ابر قدرت شرق و غرب و وسط ... (ژوکر بی همتا ) دعوت کنم
هرچند در حدی نیستید که ... منتظر باشید !!! حتی شما دوست عزیز 
